تبليغاتX

خاطرات يك "من"

خاطرات يك "من"

چرت و پرت هاي يك آي كيو

برای اولین بار هنگ کنگ مترو خود را تحت پوشش اینترنت بی سیم قرار داد. این کشور برنامه دارد که در تمام اماکن عمومی اینترنت رایگان راه اندازی کند.

 

خوش به حال هنگ کنگی ها... اینجا ملت ساعتی چقدر پول می دن فقط برای اینترنت٬ حالا بماند پول تلفنش...

* الف. ميم. آي كيو نوشت در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 8:28 قبل از ظهر  ارسال لينك به بالاترين

بدون شرح برای ابن الوقت عزیز:

 

تقدیم به بلاگفا گریز پرشین بلاگی...

* الف. ميم. آي كيو نوشت در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 3:29 بعد از ظهر  ارسال لينك به بالاترين

 

در آمد

تو به من خندیدی

و نمی دانستی

من به چه دلهره از باغچه همسایه

سیب را دزدیدم

 

 

باغبان از پی من تند دوید

سیب را دست تو دید

غضب آلود به من کرد نگاه

 

 

سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک

و تو رفتی و هنوز،

سالهاست که در گوش من آرام ،

آرام

خش خش گام تو تکرارکنان،

می دهد آزارم

 

 

و من اندیشه کنان

غرق این پندارم،

- که چرا،

- خانه کوچک ما

سیب نداشت

 

 

حمید مصدق خرداد43

* ناشناس نوشت در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 5:33 قبل از ظهر  ارسال لينك به بالاترين

کاش در دهکده عشق فراوانی بود
توی بازار صداقت کمی ارزانی یود


کاش اگر گاه کمی لطف به هم میکردیم
مختصر بود ولی ساده و پنهانی بود


کاش به حرمت دلهای مسافر هر شب
روی شفاف تزین خاطره مهمانی بود


کاش دریا کمی از درد خودش کم می کرد
قرض می داد به ما هرچه پریشانی بود


کاش به تشنگی پونه که پاسخ دادیم
رنگ رفتار من و لحن تو انسانی بود


مثل حافظ که پر از معجزه و الهامست
کاش رنگ شب ما هم کمی عرفانی بود


چه قدر شعر نوشتیم برای باران
غافل از آن دل دیوانه که بارانی بود


کاش سهراب نمی رفت به این زودی ها
دل پر از صحبت این شاعر کاشانی بود


کاش دل ها پر افسانه ی نیما می شد
و به یادش همه شب ماه چراغانی بود


کاش اسم همه دخترکان اینجا
نام گلهای پر از شبنم ایرانی بود


کاش چشمان پر از پرسش مردم کمتر
غرق این زندگی سنگی و سیمانی بود


کاش دنیای دل ما شبی از این شبها
غرق هر چیز که می خواهی و می دانی بود


دل اگر رفت شبی کاش دعایی بکنیم
راز این شعر همین مصرع پایانی بود


آرزومند آرزوهاتون:غزل

* ناشناس نوشت در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 6:50 بعد از ظهر  ارسال لينك به بالاترين

دو یا سه شب قبل داشتم کوله پشتی رو نگاه می کردم با حضور استاد جلال رفیع. شعری خوند از حمید مصدق که من خیلی دوستش داشتم. وقتی که اون رو خوند یهو به ذهنم رسید که بگردم شعر کاملش رو از اینترنت در بیارم. اما هر بار که میومدم اینترنت فراموش می کردم تا اینکه الآن یادم بود. شعر رو پیدا کردم بعد با خودم گفتم من که پیدا کردم شعر رو بذارم اینجا شاید کس دیگه ای هم خواست...

 

شعر در ادامه مطلب


بقيشو اينجا قايم كردم
* الف. ميم. آي كيو نوشت در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 6:36 بعد از ظهر  ارسال لينك به بالاترين

امروز با خوشحالی اومدم وبلاگم رو آپ کنم٬ اول با خودم گفتم یه سری بزنم ببینم کامنتی چیزی نیست (به عادت مألوف) دیدم کامنت و پست جدید نیست که هیچ اصلا وبلاگم هم نیست... این بود که دل و دماغ برام نموند که آپ کنم. الآنم با ناامیدی اومدم که یهو دیدم درست شده. اما هرچی فکر کردم یادم نیومد صبح چی می خواستم بنویسم...

 

نمی دونم چی بگم به این بر و بچ بلاگفا... عیبی نداره... این دفعه فقط می گم خسته نباشید! گاهی از این مشکلات پیش بیاد طبیعیه...

* الف. ميم. آي كيو نوشت در شنبه بیست و سوم تیر 1386ساعت 10:17 بعد از ظهر  ارسال لينك به بالاترين

لینک یه عکس رو برای من ارسالیده بودن حیفم اومد اینجا نذارمش:

 

بدون شرح!

* الف. ميم. آي كيو نوشت در سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 9:18 قبل از ظهر  ارسال لينك به بالاترين

بعد از سه چهار روز دارم آپ می کنم.

 

دیشب برنامه روی خط باشید (ساعت ۸ تا ۸:۳۰ از رادیو جوان) مهندس شکیب (از اعضای شورای اسلامی شهر تهران) و دکتر خاکساری (از اساتید دانشگاه) راجع به طرح ترن هوایی صحبت می کردن. آقا فقط کم مونده بود به هم فحش بدن. چرا افراد فرهیخته(!)ای مثل این دو نفر(!) توی یه برنامه زنده رادیویی اینجوری باید همدیگر رو ضایع کنن؟!!! واقعا اسفناکه. دلم برای خودم و بقیه مردم می سوزه که همچین افرادی باید برای شهر تهران تصمیم بگیرن یا اینکه جوونای این مملکت رو مثلا تربیت کنن...

چند شبه که هر شب تلویزیون میگه با آژانس های متخلف٬ جایگاه داران متخلف٬ رانندگان متخلف و هر کسی ربطی به سوخت داره و تخلفی انجام می ده برخورد میشه. با شنیدن اخبار این تیپی یاد یه چیز میفتم:
گر حکم شود که مست گیرند...
با این رویه روزی ایران را زندان می کنیم! (بر وزن: ایران را مدرسه کنیم.)

* الف. ميم. آي كيو نوشت در سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 8:27 قبل از ظهر  ارسال لينك به بالاترين

 

«ای آزادی! بگذار دیگران به تو ایمان نداشته باشند اما من تا واپسین دم به تو مومن خواهم ماند!»

 

"والت ویتمن"

 

 

 

یاد همه اونهایی که رفتند،اونهایی که پشت میله ها موندند و همه اونهایی که مشتها رو گره کردند و با تمام وجود آزادی و عدالت رو فریاد زدند و در راه تحقق خواسته های به حقشون از پای ننشستند و تاوان دادند، در تاریخ این سرزمین اساطیری، جاودانه خواهد ماند.

 

 

 

 

گرامی باد یاد تو

 

 

و نامی باد نام تو

* ناشناس نوشت در یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 6:54 قبل از ظهر  ارسال لينك به بالاترين

چند وقتی بود که می خواست این موضوع رو که اینجا خوندم نقل کنم ولی هر روز فراموش می کردم. حالا تصمیم گرفتم فقط لینکش رو بذارم.

 

نویسنده گفته نخونید ولی من توصیه می کنم بخونید.

* الف. ميم. آي كيو نوشت در جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 10:11 قبل از ظهر  ارسال لينك به بالاترين

ولادت با سعادت فاطمه زهرا (س)و روز مادر گرامی باد.

 

این روز عزیز را گرامی می داریم و به همه زنان و مادران پاک کشورمان میگوئیم :روزتان مبارک.

آرزومند آرزوهاتون:غزل

* ناشناس نوشت در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 4:26 قبل از ظهر  ارسال لينك به بالاترين

در راستای فرمایشات گهربار حضرت حسین بد ندیدم این لغت جدیدی که شنیدم بگم. البته این با چرخبال و بالگرد و این چیزا فرق داره٬ یه خورده باکلاس تره: "میان دو رود" (با نون ساکن) به جای "بین النهرین". این جزو معدود لغات فارسی بود که پسندیدم... به نظر بقیه رو برا خندوندن ما می سازن.

* الف. ميم. آي كيو نوشت در سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 4:22 بعد از ظهر  ارسال لينك به بالاترين

به نقل از خبرنامه گل آقا

جوئل سیگل درگذشت
باني‌فيلم
: جوئل سيگل منتقد معروف برنامه صبح بخير آمريكا كه با زبان طنز به نقد سياست‌هاي كاخ سفيد در شبكه اي‌بي‌سي آمريكا مي‌پرداخت بر اثر ابتلا به سرطان روده درگذشت.
به گزارش آسوشيتد پرس سيگل به هنگام مرگ 63 سال داشت. او هفتم ژانويه 1943 در شهر لس‌آنجلس به دنيا آمد و تحصيلات خود را در دانشگاه كاليفرنيا به اتمام رساند. اين منتقد پس از اتمام تحصيلات خود در لس‌آنجلس تايمز مشغول به كار نوشتن نقد كتاب شد.
او از سال 1972 با مهاجرات به نيويورك‌سيتي به عنوان گزارشگر تلويزيوني فعاليت خود را درعرصه راديو و تلويزيون آغاز كرد و با شبكه تلويزيوني
WCBC مشغول كار شد. او در راديو WCBCKDC مجري برنامه نيويورك جوئل سيگل بود. چهارسال بعد به WABC رفت و شهرت خود را به عنوان يك منتقد فيلم تثبيت كرد.
او از سال 1981 همكاري خود را با برنامه صبح‌بخير آمريكا آغاز كرد و به زودي تبديل به چهره‌اي ثابت و هميشگي شد.
ديويد وستين رييس شبكه اي بي‌سي در مورد درگذشت سيگل گفت:او يك منتقد عالي و يك گزارشگر بزرگ بود. سيگل به خاطر شوخ‌طبعي، دانش سينمايي و نقد‌هاي تند و تيز خود شهرت داشت و اگر تشخيص مي‌داد نقش‌آفريني يك بازيگر خوب نيست، به تندي از او انتقاد مي كرد.
سيگل تا يك هفته پيش از درگذشتش در اين شبكه مشغول فعاليت بود.

* الف. ميم. آي كيو نوشت در سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 1:31 بعد از ظهر  ارسال لينك به بالاترين

خواستم یک کمی وبلاگم جنبه آموزشی هم داشته باشه٬ این بود که گفتم هر چند وقت یک بار یکی از چهره های بزرگ و مورد علاقه خودم رو هم معرفی کنم.

 

این بار: هادی حیدری

یکی از کاریکاتوریست های مورد علاقه من!

هادی حیدری
متولد 1356 – تهران
فارغ التحصیل کارشناسی نقاشی از دانشکده هنر و معماری
آغاز فعالیت مطبوعاتی از 1373 با موسسه "گل آقا"
موسس سایت کاریکاتوری "هادی تونز"(پرشین کارتون)
تالیف کتاب :" ادبیات کاریکاتور ایران در عصر اصلاحات" – انتشارات روزنه
دبیر سرویس طرح و کاریکاتور روزنامه های : مشارکت – نوروز و اقبال
همکاری به عنوان کاریکاتوریست با روزنامه های: جامعه – نشاط – عصر آزادگان – آفتاب امروز- هفته نامه عصرما
مدیر هنری روزنامه های "وقایع اتفاقیه" و "اقبال"
مدیر هنری و دبیر سرویس طرح و کاریکاتور روزنامه "اعتماد ملی"
داور بخش کاریکاتور یازدهمین جشنواره مطبوعات ایران
داور بخش کاریکاتور دوازدهمین جشنواره مطبوعات ایران
داور بخش کاریکاتور سومین جشنواره مطبوعات شهری
کسب رتبه دوم از دومین جشنواره نشریات دانشجوئی/
داور بخش کاریکاتور سومین جشنواره نشریات دانشجوئی/
عضو فدراسيون بين المللي روزنامه نگاران (آی – اف – جی)/

در پایان چند نمونه کاریکاتور از هادی حیدری:

سید خندان

بدون شرح

حباب

زنده یاد استاد مرتضی ممیز

* الف. ميم. آي كيو نوشت در سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 1:23 بعد از ظهر  ارسال لينك به بالاترين

برای بچه ها و یا کسانی که بچه موندن:
عمو پورنگ (این مورد رو خودم معتادشم، یه مدت نبینم خیلی دلم براش تنگ میشه. حتی از اینترنت هم برام ضروری تره!)
خاله بهار (فاطیما)
خاله ستاره

 

اگه کسی بازم آدرس داره بگه تا بذارم. خاله و عمو بودنش فرقی نداره...

* الف. ميم. آي كيو نوشت در دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 9:8 قبل از ظهر  ارسال لينك به بالاترين

امروز نگاهی به نظرات وبلاگم انداختم و آمار بازدید کنندگان. دیدم تو سی روز اخیر حدود ۷۳۰ نفر از وبلاگم بازدید کردن (بدون احتساب بازدیدهای تکراری در روز) ولی تعداد محدودی از اونا نظر دادن. یعنی چند نفرشون هستن که نظر میدن و بقیه همین جوری می خونن و می رن. با خودم فکر کردم چه کار کنم که بیشتر نظر بدن که یهو یاد این شعر افتادم:

 

ای که بر من بگذری دامن کشان
از سر اخلاص الحمدی بخوان
هر زمان هم خواندی الحمد ای عزیز
لطف کن خیلی سر قبرم نمان

حال ای که بر وبلاگم گذری هر جور (اعم از دامن کشان و غیر دامن کشان) از سر اخلاص نظری بده. نظر هم که دادی دوست داشتی بازم توی وبلاگم بمان.

موفق باشید...

* الف. ميم. آي كيو نوشت در دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 8:55 قبل از ظهر  ارسال لينك به بالاترين

در ادامه پست بنزین نامه به مطلب جدیدی از حضرت بوالفضول الشعرا اشاره می کنم:
"آنکه دائم هوس سوختن مـــــا می کرد..."
کـــــــاش بنزین مرا نیـــــز مهیّــــــــــا می کرد!
پمپ بنزین و صف و کارت و من پیت به دست...
"...کــــــاش می آمد و از دور تماشا می کرد!"

 

ادامه این پست شیوا رو اینجا بخونید. چون ربطی به بنزین نداشت ننوشته اما خودنش خیلی جالبه.

ضمنا دو سه تا پیوند شبانه روزی اخیرم رو هم نگاه کنید ضرر نمی کنید...

* الف. ميم. آي كيو نوشت در یکشنبه دهم تیر 1386ساعت 12:38 بعد از ظهر  ارسال لينك به بالاترين

خبر بدی که که خبرنامه سایت گل آقا دریافت کردم که در زیر عینا نقل می کنم (کوتاه اما دردناک):
طنزپرداز پيشكسوت و همكار قديمي گل ‌آقا، حسين گلستاني مدتي است كه در بستر بيماري است. از درگاه خداوند متعال براي ايشان آرزوي بهبودي داريم و اميدواريم هر چه زودتر شاهد حضور دوباره‌شان در آبدارخانه گل‌آقا باشيم.

 

از همه خوانندگان (اعم از طنز دوست و غیر طنز دوست) التماس دعا برای این طنزپرداز کهنه کار دارم...

* الف. ميم. آي كيو نوشت در شنبه نهم تیر 1386ساعت 6:33 بعد از ظهر  ارسال لينك به بالاترين

دیر مطلع شدم اما...

 

عکس به تنهایی گویای اوج فاجعه است:

توهین سایت زنستان

در همين زمينه:
- توهين به مردان، تمسخر يا ...
، وبلاگ عليرضا شيرازی
- تمسخر و توهين به مردان یا دفاع از حقوق زنان؟٬ وبلاگ راز نو
- کاريکاتوری از يک موقعيت غیرانسانی و نارضايتی حافظه بصری مردانه
٬ تارا نجد احمدی
-
امپراتور روی جلد شما لخت است٬ وبلاگ عصيان

متأسفم...
عقاید فمینیستی تا چه حد؟!!!

* الف. ميم. آي كيو نوشت در شنبه نهم تیر 1386ساعت 11:47 قبل از ظهر  ارسال لينك به بالاترين

تب یانگوم از محمد جاوید:

این خانم من اسیر یانگوم شده است
چندی است دگر جدا زمردم شده است
یک جمعه اگر رخش نبیند گرید
گویی سری جواهرش گم شده است
*********************
هرجمعه شبم خراب يانگوم شده است
چون همسر من عاشق خانم شده است
اي كاش كه آدينه شبي مژده دهند
الباقي سريال دگر گم شده است
*********************
چندي است عيال تب يانگوم دارد
هر جمعه مرا به خانه ام مي كارد
گر پشه لگد زند به اين گوهر قصر
دريا دريا سرشك غم مي بارد
*********************
بيماري نوظهور ميداين (made in ) كُره است
آثار و علائمش مثال خوره است
هركس كه شود دچار درد يانگوم
آدينه ي او توأم با دلهره است
********************
روزي ديدم عيال گريان شده است
ازشدت گريه درب و داغان شده است
از علت آن سوأل كردم، فرمود
هـِن مرده و يانگومم پريشان شده است

Lee Young Ae (Jang Geum)

شاد و یانگومی باشید

ولی جدی این سریال چی داره که ملت اینجوری معتادش شدن؟؟؟ من که توش چیز جذابی برای اعتیاد ندیدم!!! البته من تخصصی در زمینه اعتیاد ندارم٬ از معتادان ارجمند خواهش می کنم اگه چیز اعتیاد آوری توش داره بگن که حواسمون رو جمع کنیم معتادش نشیم...

* الف. ميم. آي كيو نوشت در جمعه هشتم تیر 1386ساعت 7:22 بعد از ظهر  ارسال لينك به بالاترين

یک نسخه موبایل (WAP) برای بلاگم ایجاد کردم.

 

فعلا که فقط ایرانسلی ها می تونن وبلاگم رو رو موبایل ببینن:
http://wap.r2w.ir/53

* الف. ميم. آي كيو نوشت در پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 8:37 قبل از ظهر  ارسال لينك به بالاترين

امروز صبح کنکور ریاضی شروع شده و الآن در حال برگزاریست.
حدود یک سال قبل٬ یک روز جمعه من توی دانشگاه شهید عباسپور داشتم تو این کنکور شرکت می کردم. یادمه ۴۵ دقیقه زودتر پاسخگویی به دروس اختصاصی رو تموم کردم. نشستم به قیافه ها دقت کردم. جای همتون خالی٬ خنده بازاری بود. همه موها بهم ریخته قیافه ها عصبی٬ بیچاره ها رعشه گرفته بودن. یک بنده خدایی بود می خواست یک گزینه رو پر کنه هی پر می کرد باز پاکش می کرد.

 

ضمنا متشکرم از غزل که به عنوان دومین نفر بلاگم رو آپ کرد. امروز دیدم یه پستی هست که من نفرستادم. اول فکر کردم آدرس رو اشتباه اومدم. شاید اومدم بلاگ دیوار به دیوار خودم. اما یک کمی که خوندم فهمیدم نه مهمون داشتم.

* الف. ميم. آي كيو نوشت در پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 8:10 قبل از ظهر  ارسال لينك به بالاترين

"با عرض سلام"

اولین باری که با وبلاگ شما برخورد کردم و دیدم که یوزر و پسورد وبلاگ رو در اختیار بازدید کنندگان قرار دادید تا اگه خواستن شما رو همراهی کنند خیلی برام جالب بود.و چند باری مطلب آماده کردم که واستون آپ کنم اما متاسفانه موفق به باز کردن مدیریت وبلاگ نشدم.

امشب گفتم یه سری به وبلاگ آی کیو بزنم .که مطلب راجع به سهمیه بندی بنزین رو دیدم و باز فکرم به طرف این موضوع کشیده شد.جالبه که امروز از صبح تا شب پا به هر جائی که می ذاشتم اولین چیزی که می شنیندم ((بنزین))بود.از بقالی سر کوچه گرفته تا فروشگاهها و محافل اداری.دم غروب بود که با یکی ازآژانسها تماس گرفتم گفتن که کار نمی کنند.با جائی دیگه تماس گرفتم گفتن اگه دو برابر قیمت سابق می دید ماشین بفرستم وگر نه معذوریم!

قبول کردم و از منزل خارج شدم و منظره جالبی دیدم.اینکه روزای قبل موقع غروب هیچ پارکینگی اینقدر ماشین پارک نبود!و این نشون میداد که خیلی ها ماشینشون رو از خونه بیرون نبردن!

وقتی به وسط شهر رسیدم دیدم که چه غروب خلوتیه امشب!کمی بالاتر پمپ بنزین بود که وحشتناک شلوغ بودوپر از سر و صدا مردم و ...

تو مسیر خانم پیری رو دیدم که به راننده تاکسی داشت التماس می کرد که اونو به مقصدش برسونه و راننده بی توجه از کنارش رد شد و رفت...

من یکی از شهروندان جنوبی هستم که تو این شهر غریبم. مثل من تو این شهر خیلی زیادن.اینجا روزا نمیشه از خونه بیرون رفت .حتی شب هم باید با ماشینی که خنک هست رفت بیرون و یه هوائی عوض کرد .اونم هیچ جای تفریحی وجود نداره ... جز چند تا پاساژ که محیطش خنکه و میشه اونجا دوام آورد .

و حالا با این وضع بنزین که پیش اومده و خیلی از موارد دیگر رو تحت تا ثیر خودش قرار داده واقعا"مردم بیچاره چی کار باید بکنند؟!!!

نمی دونم واقعا"چه باید گفت و چه کاری باید کرد!اما امیدوارم خدا خودش کمک کنه و مشکلات مردم پر درد جامعه ما حل بشه ..

((آمین))

آرزومند آرزوهاتون :غزل

* ناشناس نوشت در پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 1:47 قبل از ظهر  ارسال لينك به بالاترين

من واقعا تشکر می کنم از بنزین که سهمیه بندی شده.
تشکر می کنم از همه مردم که دیشب تا ساعت چند شب ریختن سر پمپ ها که باکشون رو با بنزین خارج از سهمیه پر کنن.
من تشکر می کنم از همه کسانی که دیشب ترافیک رو تحمل کردن.

 

من عذرخواهی می کنم از او چند تا پمپ بنزینی که دیشب آتیش گرفتن.
عذرخواهی می کنم از جاهایی که توی این مدت به دلیل انبار کردن بنزین آتیش گرفتن.

من واقعا معذرت می خوام...

دیگه چیزی به ذهنم نمی رسه. اگه خواستین تشکر یا عذرخواهی کنین یا کامنت بذارین یا با یوزر و پس سمت چپ (تو مشخصات بلاگ) لاگ این کنید و مطلبتون رو بنویسید.

کسانی که عکسی از پمپ سوزی های دیشب دارن میل کنن تا بذارم اینجا٬ یا خودشون زحمتش رو بکشن. با همون یوزر و پس نامبرده!

* الف. ميم. آي كيو نوشت در چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 3:28 بعد از ظهر  ارسال لينك به بالاترين

بعد از سوتی روزنامه جام جم که البته یه مقداری قدیمی شده٬ نوبت به روزنامه همشهری رسیده که یک آگهی تبریک برای مریم رجوی:

 

!!!

این آگهی در روزنامه همشهری٬ در تاریخ ۳۱ خرداد همین سال منتشر شده.

منبع:
۱- ویکی پدیا
۲- المزخرف

واقعا تأسف برانگیزه
خدا به راه راست هدایتشان کند...

* الف. ميم. آي كيو نوشت در دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 3:37 بعد از ظهر  ارسال لينك به بالاترين

از امروز در نمایندگی شرق تهران ایزایران مشغول شدم٬ تا آخر تابستون هستم از ۸ صبح تا ۷ شب. بنابراین سرم شلوغ شده ناجور...

 

نمی دونم چرا هر کاری که برای من جور می شه توی روز دوم برج ردیف می شه؟ کار قبلی توی ۲ مرداد ۸۵ به کمک یکی از دوستان خیر جور شده بود. اینم دومیش که ۲ تیر ردیف شد. احتمالا بعدی ۲ خرداد خواهد بود! عجب سیاسی شد ها؟؟!!! چون ۲ خرداد روز سیاسی ایه سال دیگه دنبال کار نمی گردم تا سال بعدش ۲ اردیبهشت سر کار برم. آخه کار سیاسی خیلی خطرناکه حسن...

* الف. ميم. آي كيو نوشت در شنبه دوم تیر 1386ساعت 8:32 بعد از ظهر  ارسال لينك به بالاترين

استفاده از مطالب اين وبلاگ تنها با ذكر منبع مجاز است.

Template details:
Version: 4.00
Revision: 3
Edited By: IQ